عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
سلام ای گل رویت دم مسیحایی ( زهرا نعمتی )
سه شنبه 19 آبان 1394 ساعت 21:5 | بازديد : 1063 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

سلام ای گل رويت دَم مسيحايی!

چرا حوالي ِ دنيای ما نمی آيی!؟

کنار پنجره هايی که رو به پاييزند

و بی قرار تو از هر قرار لبريزند

کنار اين همه تقويمهای رد کرده

سراغ نسل غريبی که خوب و بد کرده

نمی شود که نگويم نمی شود آقا

دلم گرفته از اين روزهای بد آقا

دلم گرفته از اين واژه ها که پر دردند

و دستهای زُمختی که ساکت و سردند

کدام کوچه تو را ازدحام خواهد کرد!؟

کدام جاده به پايت قيام خواهد کرد؟!

کدام خانه تو را از غبار می گيرد!؟

کنار شانه ی  مهرت قرار می گيرد!؟

نيامدی و چه بی وقفه پيرِمان کردی

نيامدی و به غربت اسيرمان کردی

نيامدی و هنوز انتظار دلگير است

بدون ديدنِ رويت بهار دلگير است

کسی که مانده در اندوه راه می داند

که جاده های بدونِ سوار دلگير است

چقدر جمعه شد وهی نيامدی آقا

چقدر غربتِ اين روزگار دلگير است

چقدر بی تو شب و روز بی هدف داريم

چقدر جان به لب آمده به کف داريم

چقدر دورتر از دور با تو نزديکيم

چراغ روشن مائي و باز تاريکيم

کجاست شانه ی مهرت دلم گرفته بيا

به اين جهانِ مِه آلود ِ غم گرفته بيا

بيا و پنجره ها را به نور برگردان

به روزهای پر از شوق و شور برگردان

تو از تولد يک اتفاق لبريزی

تو آن پرنده ی از اشتياق لبريزی

که پر کشيدی و رفتی بهار برگردی

هنوز منتظرم از قرار برگردی

 

زهرا نعمتی



:: برچسب‌ها: زهرا نعمتی , سلام ای گل رویت دم مسیحایی , باب دل , چرا حوالی دنیای ما نمی آیی , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر برای حضرت مهدی , صاحب الزمان , مهدی , منجی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 1
|
تعداد امتيازدهندگان : 18
|
مجموع امتياز : 77
:: ادامه مطلب ...
یک عمر انتظار مرا پیر کرده است ( حسین سنگری )
پنجشنبه 07 آبان 1394 ساعت 19:32 | بازديد : 775 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

يک عمر، انتظار، مرا پير کرده است

دنيا مرا دوباره زمين گير کرده است

شب در سکوت مبهم خود آفتاب را

در چشم کور صاعقه زنجير کرده است

از ابرهای تيره بپرسيد اين سؤال:

خورشيد اين قبيله چرا دير کرده است؟

هر وقت از زمانه تو را کرده ام طلب

در پاسخم اشاره به تقدير کرده است

آيينه ای شکسته به همراه بادها -

نام تو را شنيده و تکثير کرده است

برگرد ای حماسه ی جاويد روزگار

حال خوشم بدون تو تغيير کرده است

اين جمعه کاش بشنوم از سوی آسمان

"شاعر! دعای عهد تو تأثير کرده است"...

 

حسين سنگری



:: برچسب‌ها: حسین سنگری , یک عمر انتظار مرا پیر کرده است , مجموعه اشعار مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , شعر مهدوی , شعر آیینی , اشعار آیینی , اشعار امام زمان , اشعار مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 19
|
مجموع امتياز : 95
:: ادامه مطلب ...
این محرم رفت و در پس کوچه حیرانی چرا ( المیرا نصیری )
پنجشنبه 07 آبان 1394 ساعت 19:21 | بازديد : 985 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

اين محرم رفت و در پس كوچه حيرانی چرا؟

العطش می خوانی و اعجاز بارانی چرا؟

خيمه های شعله ور را چشم بارانِ تو شست

خيمه ی صبر خدا، تبدار و سوزانی چرا؟

اكبر و عباس و قاسم، زينبی هم با تو نيست

حجت اهل زمين، درگير يارانی چرا؟

ماه آبانت محرم، كل سالت هم چنين!

ماه محزون پس بگو در ماه شعبانی چرا؟

صبر يعقوب ِ تو، طاقت تا كجا می آورد؟

يوسفت ما بوده ايم!! در چاه دورانی چرا؟

صبر كن انگار اين مجنون و ليلی مبهم اند

پس بگو ‌ليلای ما، اهل بيابانی چرا؟

يك هزار و سيصدی گفتند پنهان بوده ای

در عجب هستم به چشم من نمايانی چرا؟

هر قدم می بينمت، آهسته می آيی به پيش

وقت حجت خواهی قلبم شتابانی چرا؟

ماه من،‌مولای من،‌ نرگس مگر عطرت نبود؟

حُسن يوسف،‌مريم و شب بو و ريحانی چرا؟

بيتهای اين غزل هرگز ندارند،‌ انتها

ابتدای اين جهان ،‌ در خط پايانی چرا؟

خوف كردم مثل اين ابيات، طولانی شوی

گريه كردم من بر اين ترسم تو خندانی چرا؟

 

الميرا نصيری


با تشکر از دوست عزیزی که این شعر را ارسال فرمودند



:: برچسب‌ها: المیرا نصیری , این محرم رفت و در پس کوچه حیرانی چرا , مجموعه اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر برای امام زمان , اشعار مهدوی , اشعار مذهبی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاخب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 16
|
مجموع امتياز : 80
:: ادامه مطلب ...
آیینه ی دق شدیم تکثیر شدیم ( محمدمهدی عبدالهی )
پنجشنبه 07 آبان 1394 ساعت 19:10 | بازديد : 781 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آيينه ی دق شديم،تکثير شديم

از گردش روز و شب دگر سير شديم

هرچند نيامدی و حق هم با توست

هر جمعه سر قرار خود پير شديم

 

محمدمهدی عبدالهی



:: برچسب‌ها: محمدمهدی عبدالهی , آیینه ی دق شدیم تکثیر شدیم , مجموعه اشعار مهدوی , دو بیتی , رباعی , دو بیتی مهدوی , رباعی مهدوی , باب دل , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر آیینی , دو بیتی برای امام زمان , رباعی برای امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 15
|
مجموع امتياز : 74
:: ادامه مطلب ...
آنقدر خسته شده دل که فقط می بارد ( عظیمه ایرانپور )
پنجشنبه 07 آبان 1394 ساعت 18:59 | بازديد : 959 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آنقدَر خسته شده دل که فقط می بارد

آسمان هم نفسش بغض عجيبی دارد

برکه ی شب که دلش مرده و مرداب شده

رفته نيلوفر خود را به خدا بسپارد

زارع پير که درد از دل او می ريزد

بعد از اين بغض زمان را به زمين می کارد

انتظاری که به يلدای نگاهم جاری ست

کور سويی که ببيند سحرش پندارد

اشک خورشيد يخ فاصله را آب نکرد

نور بايد قدمش را به زمين بگذارد

آنقدر حرف نوشتم که سکوتم گم شد

کاش اين همهمه دست از سر من بردارد

 

عظيمه ايرانپور



:: برچسب‌ها: عظیمه ایرانپور , آنقدر خسته شده دل که فقط می بارد , مجموعه اشعار مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر آیینی , اشعار آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
آمد به برم عصر عزا ماه عزا یار نیامد ( جواد کنگرانی فراهانی )
جمعه 01 آبان 1394 ساعت 21:48 | بازديد : 861 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آمد به برم عصر عزا ماه عزا یار نیامد

از غم کمرم گشته دو تا خم به جفا یار نیامد

بر روز نهم ، جمعه ی این ماه نویسید

یا اهل عزا روز عزا آمد و آن یار نیامد...


جواد کنگرانی فراهانی



:: برچسب‌ها: جواد کنگرانی فراهانی , آمد به برم عصر عزا ماه عزا یار نیامد , شعر محرم , شعر امام زمان و محرم , رباعی محرمی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 21
|
مجموع امتياز : 104
:: ادامه مطلب ...
هر قدر می خواهد این دل این دل تنها تو را ( محمد بیابانی )
جمعه 01 آبان 1394 ساعت 12:1 | بازديد : 929 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

هر قدر می خواهد این دل، این دلِ تنها تو را

در عوض هرگز نمی خواهد دمی دنیا تو را !

خاكِ عالم بـر سرِ دنیا، كه چشـمِ دوستان

جست و جو باید كند در سینه ی صحرا تو را

تو خودت مشتـاق هستی میهمانِ مـا شوی

لیك می راند گنـاه از خانه هـای ما تو را

ناله ی آقـا بیـایِ مـا كجـا، آن نـاله ای

كه زده در بینِ آن دیوار و در، زهرا تو را

روز، روزِ توست، چون روزِ عمویِ توست، آه

كم نخواهد داشت هرگز روزِ تـاسوعا تو را

گـرچه می گویند هستی در تمامِ روضه ها

بیشتـر حس می كنم در روضه ی سقّا تو را

دستـهایـم را دخیـلِ دستِ آقـایی كنم

كه خبر داده است از حاجاتِ نوكرها تو را

با دَمِ ای ساقی لب تشنگان خواهیم خواند

در عـزایِ ساقـیِ لب تشنگان، آقا تو را

 

محمد بیابانی

 



:: برچسب‌ها: محمد بیابانی , هر قدر می خواهد این دل این دل تنها تو را , شعر محرم و امام زمان , شعر امام زمان و محرم , مجموعه اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , محرم , امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
به لب رسید و نبوسید سرخی لب را ( محمد فرخ طلب فومنی )
پنجشنبه 30 مهر 1394 ساعت 20:43 | بازديد : 967 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )





به لب رسيد و نبوسيد سرخی لب را

که آب، تاب ندارد بفهمد اين تب را

فرات بر لب دريا رسيده بود اما

نشد که درک کند مستی لبالب را

چگونه لب بگشايد؟ نديده بود از پيش

به هم سپيده ی صبح و سياهی شب را

جمال سيرت و صورت، وفا و فضل و ادب

بنازم اين همه آرايه ی مرتب را

تمام پيکر او زخم خورده است و فقط

به جای آه، برآرد نوای يا رب را

اگر که دست ندارد بگو به لبخندش

نوازشی کند آن بی قرار مرکب را

خبر چگونه رسانم؟ که شرح آنچه گذشت

به انفجار رسانيده است کوکب را

نشسته نزد برادر، برادری ديگر

خداش صبر فراوان دهد زينب را

 

محمد فرخ طلب فومنی



:: برچسب‌ها: محمد فرخ طلب فومنی , به لب رسید و نبوسید سرخی لب را , شعر برای محرم , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر آیینی , شعر محرم و امام زمان , محرم , ابالفضل , شعر امام زمان و محرم , امام حسین , شعر برای امام زمان , مجموعه اشعار مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 13
|
مجموع امتياز : 65
:: ادامه مطلب ...
باز باران بی بهانه ( جواد کنگرانی فراهانی )
یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 14:51 | بازديد : 966 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




باز باران بی بهانه

ميخورد بر سقف قلبم

يادم آرد نينوا را

دشت سرشار از بلا را

گردش خورشيد غمگين

گرم و خونين، لرزش طفلان نالان

زير تيغ و نيزه ها را...

می دود طفلی سه ساله

پر زناله

دل شکسته، پای خسته...

باز خونی قطره قطره می چکد از چوب محمل

يادم آرد سر به نيزه

غربت دخت علی را

باز باران بی بهانه

فصل خسته ماه غصه

يادم آرد تلخی يك عصر جمعه

من شكستم پير و خسته

تا بيايی غم گشايی

از دل و از جان خسته...


"الهی عجل لوليك الفرج"

 

جواد كنگرانی فراهانی



:: برچسب‌ها: جواد کنگرانی فراهانی , باز باران بی بهانه , مجموعه اشعار مهدوی , شعر محرم و امام زمان , شعر امام زمان و محرم , شعر محرمی , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر برای صاحب الزمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 25
|
مجموع امتياز : 122
:: ادامه مطلب ...
ای آن که بود باب حوائج لقبت ( عباس خوش عمل کاشانی )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 20:11 | بازديد : 808 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




ای آن که بود باب حوائج لقبت

شرمنده فرات از عطش و تاب و تبت

سقٌا و لب تشنه لب آب فرات ؟

جان همه عالم به فدای ادبت

 

عباس خوش عمل کاشانی



:: برچسب‌ها: عباس خوش عمل کاشانی , ای آن که بود باب حوائج لقبت , مجموعه اشعار مهدوی , رباعی محرمی , دو بیتی محرمی , شعر آیینی , شعر مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 25
|
مجموع امتياز : 121
:: ادامه مطلب ...
آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را ( نغمه مستشار نظامی )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 16:23 | بازديد : 883 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




آسمان خم شده تا بوسه زند مويَش را

ماه ديده ست در آيينه ی وِی رويَش را

تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت

گردن عاشق هفتاد و دو آهويَش را

لاله با ياد که از جام تهی می نوشد؟

چشم نرگس به که مديون شده سوسويَش را؟

آسمان مشک به دندان مهی خواهد داد

که زمين پل زده بر علقمه بازويَش را

خنجر و حنجره ی سبز! گلاب وگل سرخ!

ظهر خونين! به قيامت برسان بويَش را

ماه درکاسه ی خون، خون خدا در صحرا

آسمان خم شده تا بوسه دهد مويَش را


نغمه مستشار نظامی



:: برچسب‌ها: نغمه مستشار نظامی , آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را , مجموعه اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر محرمی , شعر محرم و امام زمان , شعر مذهبی , شعر برای محرم , شعر امام زمان و محرم ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 22
|
مجموع امتياز : 110
:: ادامه مطلب ...
وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت ( حسین سنگری )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 15:51 | بازديد : 775 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت

طوفان وزيد و قافيه ها بوی خون گرفت

"تا گفتم السلام عليکم شروع شد"

قلب قلم تپيد و تلاطم شروع شد

آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسين

شاعر نوشت اول اين روضه؛ يا حسين

خون جای اشک بر ترک گونه ها نشست

نام تو بر لب آمد و کوه از کمر شکست

نام تو بر لب آمد و دريا ز شرم سوخت

با جذر و مد نام تو صحرا ز شرم سوخت

نام تو بر لب آمد و کار از جنون گذشت

با تو به رقص آمده طوفان ميان دشت

نام تو بر لب آمد و بغض زمين شکُفت

نام تو بر لب آمد و شاعر به گريه گفت:

"باز اين چه شورش است که در خلق عالم است"

آمد ندا ز عرش که ماه محرّم است

 ***

ماه محرّم آمد و نبض زمان گرفت

قرآن بخوان به نيزه ی غم آيت شگفت

قرآن بخوان که صوت تو از حنجر خداست

"زين قصّه هفت گنبد افلاک پر صداست"

قرآن بخوان، جواب تو سنگ است پشت سنگ

قرآن بخوان به نيزه، به آواز سرخ رنگ

قران بخوان که سوز صدايت ستودنی است

قرآن بخوان به نيزه نگاهت سرودنی است

بر نيزه ها نگاه تو لبريز آفتاب

قرآن بخوان به لحن عطش ريز آفتاب

 ***

بر نيزه مثل حادثه تصوير می شوی

آيينه می وزد، وَ تو تکثير می شوی

از سمت و سوی مشرق دل های بی قرار

روزی هزار مرتبه تفسير می شوی

 ***

ای آشنای گمشده در اوج زخم ها

ای صيد دست و پا زده در موج زخم ها

امشب به خط نستِعَليقت کشيده ام

با زخم های سرخ و عميقت کشيده ام

در باور زمين شده ای يکّه تازتر

بر نيزه می شود سر تو سرفرازتر

 ***

دارند می برند به کابوس زخم هات

آنان که آمدند به پابوس زخم هات

پس حق بده که شاعر خسته چنين کشد

يک آسمان ستاره ی خون بر زمين کشد

داغ تو ماه را به زمين هم کشيده است

خورشيد و ماه را چه کس اين گونه ديده است؟

 ***

خورشيد و ماه با غم جانکاه می روند

شانه به شانه بر سر نی راه می روند

 

حسين سنگری



:: برچسب‌ها: حسین سنگری , وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت , مجموعه اشعار مهدوی , شعر آیینی , شعر محرمی , شعر برای محرم , شعر برای محرم و امام زمان , شعر امام زمان و محرم , شعر مهدوی , شعر برای امام زمان , شعر برای صاحب الزمان , مهدی , منجی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 20
|
مجموع امتياز : 100
:: ادامه مطلب ...
باز این کوچه ها خیابان ها حس و حال محرمی دارند ( وحیده افضلی )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 15:33 | بازديد : 892 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



باز اين کوچه ها... خيابان ها، حس و حال محرمی دارند

ابرهايی که بر سر شهرند، باز باران نم نمی دارند

ای بلند ِ بلندمرتبه! عشق! ای مسافر که می روی به دمشق!

ای سر ِ سربلند ، موهايت ... چه شگفتی اعظمی دارند

من هزار و چهارصد سال است، می دوم در به در به دنبالت

روزهايم هميشه عاشوراست... زخم هايم چه مرهمی دارند

باد می آمد و همه گفتند : (وه! چه رقصی گرفته گيسويت...)

السلام عليک يا مصباح!  "روضه هايت عجب غمی دارند"

روزهای مقدسی دارم... اوج غم در کنار يک شادی...

شادمانم که دستهای من، توی اين باد پرچمی دارند

پرچم زلف مشکی ات، سرخ است...پرچم سرخ تو سياه شده

چشمهای محرمی تو ... چه غم انگيز عالمی دارند

کشته ی اشک ها ! شفيع عشق... فاتح قله ی رفيع عشق!

باز در سينه ها عزاداری ست...شانه ها بار ماتمی دارند...

 

وحيده افضلی



:: برچسب‌ها: وحیده افضلی , باز این کوچه ها خیابان ها حس و حال محرمی دارند , شعر محرم و امام زمان , امام زمان و محرم , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر آیینی , مجموعه اشعار مهدوی , باب دل , شعر برای امام زمان , محرم ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 21
|
مجموع امتياز : 105
:: ادامه مطلب ...
آسمان خشک شد و نیست خبر یعنی چه ( یحیی نژاد سلامتی )
جمعه 24 مهر 1394 ساعت 15:12 | بازديد : 844 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آسمان خشک شد و نيست خبر، يعنی چه؟

شعر می بارد و اکسير هنر يعنی چه؟

رنگ اين قافيه از غم شد و وزنش ماتم

هی رديفم شده :او رفته سفر...،يعنی چه؟

روضه خوان گفت تو را کرب و بلا خواهم برد

هر که دارد هوس خون جگر يعنی چه؟

روضه خوان گفت زنی پشت دری...اما  بعد...

تو بيا ترجمه کن سينه و در يعنی چه؟

گفت مردی شده غربت زده و محرم چاه

پس«عليٌ بشرٌ کيفَ بَشر» يعنی چه؟

گفت يک کودک لب تشنه به دنبال سراب

بر کف دست پدر... تير سه سر يعنی چه؟

آه ای حضرت موعود بيا ثابت کن

"ارثِ اين مادرِ خم گشته کمر" يعنی چه؟

 

يحيی نژاد سلامتی



:: برچسب‌ها: یحیی نژاد سلامتی , آسمان خشک شد و نیست خبر یعنی چه , مجموعه اشعار مهدوی , شعر محرم , شعر محرم و امام زمان , محرم و امام زمان , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر برای امام زمان و محرم , شعر برای صاحب الزمان و محرم , شعر امام زمان و محرم ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 19
|
مجموع امتياز : 95
:: ادامه مطلب ...
آیینه با خبر شده از ماجرایمان ( دادیار حامدی )
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 17:6 | بازديد : 842 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آيينه باخبر شده از ماجرايمان

ديگر بس است رنگ ندارد حنايمان

يک عمر مخفيانه دم از خويش می زديم

تا ناگهان ظهور مهم شد برايمان!

ما اهل غيبتيم ولی در حضور او

منت گذاشتيم برای دعايمان

گفتيم از ازل سرِ کاريم و بعد از آن

تعطيل شد برای ابد جمعه هايمان

کو؟ پس کجاست چشمِ سزاوار ديدنش؟

گوش فلک که کر شده از ادعايمان

در بال هايمان هوسی جز قفس نماند

پرواز می کنيم به قدر هوايمان

 

داديار حامدی



:: برچسب‌ها: دادیار حامدی , آیینه با خبر شده از ماجرایمان , مجموعه اشعار مهدوی , شعر مهدوی , شعر امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , شعر برای صاحب الزمان , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر در وصف امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 23
|
مجموع امتياز : 115
:: ادامه مطلب ...
گل نرگس ببین غوغاست اینجا ( سید علمدار ابوطالبی نژاد )
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 16:45 | بازديد : 865 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گل نرگس ببين غوغاست اينجا

ببين که محشر کبراست اينجا

دل هر شيعه چون دريايی از خون

به ياد روز عاشوراست اينجا


سيد علمدار ابوطالبی نژاد



:: برچسب‌ها: سید علمدار ابوطالبی نژاد , گل نرگس ببین غوغاست اینجا , مجموعه اشعار مهدوی , دو بیتی مهدوی , رباعی مهدوی , دو بیتی , رباعی , دوبیتی برای امام زمان , رباعی برای امام زمان ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 20
|
مجموع امتياز : 100
:: ادامه مطلب ...
چشمت چراگاه تمام بچه آهو هاست ( فاطمه ناظری )
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 16:28 | بازديد : 831 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

چشمت چراگاه تمام بچه آهوهاست

پيراهن تو سرزمين عطر شب بوهاست

ای چشمه! يک شب ناگهان مهمان آنها شو

اين آرزوی ناتمام و روشن جوهاست

دلهای مردم را نگاهت فتح خواهد کرد

اسم بزرگت خالکوب روی بازوهاست

سمت تو می آيند هر شب شاه ماهی ها

هرشب تو می آيي وهرشب جشن جاشوهاست

سمت تو می آيند سربازان بسياری

تا شال سبزت پرچم اين برج و باروهاست

گم ميشود در تو هزاران قايق عاشق

بر موج دستانت تن زخمی پاروهاست

دستت اشاره ميکند به ميهن موعود

چشمت دليل اخر کوچ پرستوهاست

 

فاطمه ناظری



:: برچسب‌ها: فاطمه ناظری , چشمت چراگاه تمام بچه آهو هاست , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر برای حضرت مهدی , شعر آیینی , شعر مهدوی , شعر مذهبی , شعر برای صاحب الزمان , شعر در وصف امام زمان , اشعار مهدوی , اشعار آیینی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 17
|
مجموع امتياز : 85
:: ادامه مطلب ...
اشهد ان علی ولی الله شده است ( مرضیه فرمانی )
جمعه 10 مهر 1394 ساعت 14:29 | بازديد : 839 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



اشهد ان: علی ولی الله شده ست

و جهانی همه مبهوت تو ای ماه شده ست

دست های تو و دستان محمد(ص) بالاست

دست اغیار از این مساله کوتاه شده ست

کعبه قرص قمری در دل خود جا داده ست

کوفه بی روشنی روی تو گمراه شده ست

این چه سری ست که چون راز مگویی همه شب

همدم زمزمه ی جاری تو چاه شده ست

بر لب انگشت تحیر،همه مبهوت تو اند

نفس آینه با دیدن تو آه شده ست

شیعه با خطبه تو سر به فرود آورده ست

شیعه با حکمت شیرین تو آگاه شده ست

در غدیری که به نام تو رقم خورد زمین

ماه روی تو فقط روشنی راه شده ست

 

مرضیه فرمانی



:: برچسب‌ها: مرضیه فرمانی , اشهد ان علی ولی الله شده است , شعر برای غدیر , مجموعه اشعار مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 19
|
مجموع امتياز : 95
:: ادامه مطلب ...
بر چهره عاشقان تبسم می ریخت ( نغمه مستشار نظامی )
پنجشنبه 09 مهر 1394 ساعت 16:16 | بازديد : 829 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




بر چهره عاشقان تبسم می‌ریخت

درآتش خشم خصم، هیزم می‌ریخت

از عرش نوای یا علی می‌آمد

روزی که خدا غدیر در خم می‌ریخت

 

نغمه مستشار نظامی



:: برچسب‌ها: نغمه مستشار نظامی , بر چهره عاشقان تبسم می ریخت , مجموعه اشعار مهدوی , رباعی , دو بیتی , رباعی برای عید غدیر , دو بیتی برای عید غدیر , رباعی در وصف امیرالمومنین , رباعی برای حضرت علی , دو بیتی برای حضرت علی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 22
|
مجموع امتياز : 110
:: ادامه مطلب ...
جمعه و غروب دلگیرش باز حال شهر بارانیست ( مجتبی اصغری فرزقی )
جمعه 20 شهريور 1394 ساعت 18:50 | بازديد : 818 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

جمعه و غروب دلگيرش باز حال شهر بارانيست

بی تو ساعتم خوابست ، عصر جمعه سخت طولانيست

بوی خوب آمدن داری ايستاده ام کنار راه

شاخه ها شکوفه می خندند گرچه روزمان زمستانيست

گرچه شهر دست و دل بازاست گرچه حال ما همه خوبست

بی تو شهر ما غم انگيزست ...عين يک نفر که زندانيست

گرچه بين اسم ها فرق است گرچه نام جدمان پيداست

در تمام شهر يک اسم است نام مستعار کنعانيست

در تولدت همه شاديم...کوچه را به نُقل می بنديم

آه ...از بقيه اش آقا گريه هايمان که پنهانيست

 

 

مجتبی اصغری فرزقی (کيان)



:: برچسب‌ها: مجتبی اصغری فرزقی , جمعه و غروب دلگیرش باز حال شهر بارانیست , مجموعه اشعار مهدوی , شعر امام زمان , شعر آیینی , شعر مذهبی , شعر مهدوی , شعر برای امام زمان , اشعار مهدوی ,
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 19
|
مجموع امتياز : 105
:: ادامه مطلب ...

تعداد صفحات : 37