عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
به لب رسید و نبوسید سرخی لب را ( محمد فرخ طلب فومنی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1021 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )





به لب رسيد و نبوسيد سرخی لب را

که آب، تاب ندارد بفهمد اين تب را

فرات بر لب دريا رسيده بود اما

نشد که درک کند مستی لبالب را

چگونه لب بگشايد؟ نديده بود از پيش

به هم سپيده ی صبح و سياهی شب را

جمال سيرت و صورت، وفا و فضل و ادب

بنازم اين همه آرايه ی مرتب را

تمام پيکر او زخم خورده است و فقط

به جای آه، برآرد نوای يا رب را

اگر که دست ندارد بگو به لبخندش

نوازشی کند آن بی قرار مرکب را

خبر چگونه رسانم؟ که شرح آنچه گذشت

به انفجار رسانيده است کوکب را

نشسته نزد برادر، برادری ديگر

خداش صبر فراوان دهد زينب را

 

محمد فرخ طلب فومنی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
باز باران بی بهانه ( جواد کنگرانی فراهانی )
یکشنبه ساعت : | بازديد : 1007 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




باز باران بی بهانه

ميخورد بر سقف قلبم

يادم آرد نينوا را

دشت سرشار از بلا را

گردش خورشيد غمگين

گرم و خونين، لرزش طفلان نالان

زير تيغ و نيزه ها را...

می دود طفلی سه ساله

پر زناله

دل شکسته، پای خسته...

باز خونی قطره قطره می چکد از چوب محمل

يادم آرد سر به نيزه

غربت دخت علی را

باز باران بی بهانه

فصل خسته ماه غصه

يادم آرد تلخی يك عصر جمعه

من شكستم پير و خسته

تا بيايی غم گشايی

از دل و از جان خسته...


"الهی عجل لوليك الفرج"

 

جواد كنگرانی فراهانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
ای آن که بود باب حوائج لقبت ( عباس خوش عمل کاشانی )
جمعه ساعت : | بازديد : 839 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




ای آن که بود باب حوائج لقبت

شرمنده فرات از عطش و تاب و تبت

سقٌا و لب تشنه لب آب فرات ؟

جان همه عالم به فدای ادبت

 

عباس خوش عمل کاشانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
آسمان خم شده تا بوسه زند مویش را ( نغمه مستشار نظامی )
جمعه ساعت : | بازديد : 939 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




آسمان خم شده تا بوسه زند مويَش را

ماه ديده ست در آيينه ی وِی رويَش را

تشنه لب آمده آورده به قربانگاهت

گردن عاشق هفتاد و دو آهويَش را

لاله با ياد که از جام تهی می نوشد؟

چشم نرگس به که مديون شده سوسويَش را؟

آسمان مشک به دندان مهی خواهد داد

که زمين پل زده بر علقمه بازويَش را

خنجر و حنجره ی سبز! گلاب وگل سرخ!

ظهر خونين! به قيامت برسان بويَش را

ماه درکاسه ی خون، خون خدا در صحرا

آسمان خم شده تا بوسه دهد مويَش را


نغمه مستشار نظامی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت ( حسین سنگری )
جمعه ساعت : | بازديد : 805 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

وقتی تمام صاعقه ها را جنون گرفت

طوفان وزيد و قافيه ها بوی خون گرفت

"تا گفتم السلام عليکم شروع شد"

قلب قلم تپيد و تلاطم شروع شد

آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسين

شاعر نوشت اول اين روضه؛ يا حسين

خون جای اشک بر ترک گونه ها نشست

نام تو بر لب آمد و کوه از کمر شکست

نام تو بر لب آمد و دريا ز شرم سوخت

با جذر و مد نام تو صحرا ز شرم سوخت

نام تو بر لب آمد و کار از جنون گذشت

با تو به رقص آمده طوفان ميان دشت

نام تو بر لب آمد و بغض زمين شکُفت

نام تو بر لب آمد و شاعر به گريه گفت:

"باز اين چه شورش است که در خلق عالم است"

آمد ندا ز عرش که ماه محرّم است

 ***

ماه محرّم آمد و نبض زمان گرفت

قرآن بخوان به نيزه ی غم آيت شگفت

قرآن بخوان که صوت تو از حنجر خداست

"زين قصّه هفت گنبد افلاک پر صداست"

قرآن بخوان، جواب تو سنگ است پشت سنگ

قرآن بخوان به نيزه، به آواز سرخ رنگ

قران بخوان که سوز صدايت ستودنی است

قرآن بخوان به نيزه نگاهت سرودنی است

بر نيزه ها نگاه تو لبريز آفتاب

قرآن بخوان به لحن عطش ريز آفتاب

 ***

بر نيزه مثل حادثه تصوير می شوی

آيينه می وزد، وَ تو تکثير می شوی

از سمت و سوی مشرق دل های بی قرار

روزی هزار مرتبه تفسير می شوی

 ***

ای آشنای گمشده در اوج زخم ها

ای صيد دست و پا زده در موج زخم ها

امشب به خط نستِعَليقت کشيده ام

با زخم های سرخ و عميقت کشيده ام

در باور زمين شده ای يکّه تازتر

بر نيزه می شود سر تو سرفرازتر

 ***

دارند می برند به کابوس زخم هات

آنان که آمدند به پابوس زخم هات

پس حق بده که شاعر خسته چنين کشد

يک آسمان ستاره ی خون بر زمين کشد

داغ تو ماه را به زمين هم کشيده است

خورشيد و ماه را چه کس اين گونه ديده است؟

 ***

خورشيد و ماه با غم جانکاه می روند

شانه به شانه بر سر نی راه می روند

 

حسين سنگری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
باز این کوچه ها خیابان ها حس و حال محرمی دارند ( وحیده افضلی )
جمعه ساعت : | بازديد : 937 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



باز اين کوچه ها... خيابان ها، حس و حال محرمی دارند

ابرهايی که بر سر شهرند، باز باران نم نمی دارند

ای بلند ِ بلندمرتبه! عشق! ای مسافر که می روی به دمشق!

ای سر ِ سربلند ، موهايت ... چه شگفتی اعظمی دارند

من هزار و چهارصد سال است، می دوم در به در به دنبالت

روزهايم هميشه عاشوراست... زخم هايم چه مرهمی دارند

باد می آمد و همه گفتند : (وه! چه رقصی گرفته گيسويت...)

السلام عليک يا مصباح!  "روضه هايت عجب غمی دارند"

روزهای مقدسی دارم... اوج غم در کنار يک شادی...

شادمانم که دستهای من، توی اين باد پرچمی دارند

پرچم زلف مشکی ات، سرخ است...پرچم سرخ تو سياه شده

چشمهای محرمی تو ... چه غم انگيز عالمی دارند

کشته ی اشک ها ! شفيع عشق... فاتح قله ی رفيع عشق!

باز در سينه ها عزاداری ست...شانه ها بار ماتمی دارند...

 

وحيده افضلی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
آسمان خشک شد و نیست خبر یعنی چه ( یحیی نژاد سلامتی )
جمعه ساعت : | بازديد : 885 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آسمان خشک شد و نيست خبر، يعنی چه؟

شعر می بارد و اکسير هنر يعنی چه؟

رنگ اين قافيه از غم شد و وزنش ماتم

هی رديفم شده :او رفته سفر...،يعنی چه؟

روضه خوان گفت تو را کرب و بلا خواهم برد

هر که دارد هوس خون جگر يعنی چه؟

روضه خوان گفت زنی پشت دری...اما  بعد...

تو بيا ترجمه کن سينه و در يعنی چه؟

گفت مردی شده غربت زده و محرم چاه

پس«عليٌ بشرٌ کيفَ بَشر» يعنی چه؟

گفت يک کودک لب تشنه به دنبال سراب

بر کف دست پدر... تير سه سر يعنی چه؟

آه ای حضرت موعود بيا ثابت کن

"ارثِ اين مادرِ خم گشته کمر" يعنی چه؟

 

يحيی نژاد سلامتی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
آیینه با خبر شده از ماجرایمان ( دادیار حامدی )
جمعه ساعت : | بازديد : 876 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

آيينه باخبر شده از ماجرايمان

ديگر بس است رنگ ندارد حنايمان

يک عمر مخفيانه دم از خويش می زديم

تا ناگهان ظهور مهم شد برايمان!

ما اهل غيبتيم ولی در حضور او

منت گذاشتيم برای دعايمان

گفتيم از ازل سرِ کاريم و بعد از آن

تعطيل شد برای ابد جمعه هايمان

کو؟ پس کجاست چشمِ سزاوار ديدنش؟

گوش فلک که کر شده از ادعايمان

در بال هايمان هوسی جز قفس نماند

پرواز می کنيم به قدر هوايمان

 

داديار حامدی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
گل نرگس ببین غوغاست اینجا ( سید علمدار ابوطالبی نژاد )
جمعه ساعت : | بازديد : 888 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

گل نرگس ببين غوغاست اينجا

ببين که محشر کبراست اينجا

دل هر شيعه چون دريايی از خون

به ياد روز عاشوراست اينجا


سيد علمدار ابوطالبی نژاد


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
چشمت چراگاه تمام بچه آهو هاست ( فاطمه ناظری )
جمعه ساعت : | بازديد : 878 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

چشمت چراگاه تمام بچه آهوهاست

پيراهن تو سرزمين عطر شب بوهاست

ای چشمه! يک شب ناگهان مهمان آنها شو

اين آرزوی ناتمام و روشن جوهاست

دلهای مردم را نگاهت فتح خواهد کرد

اسم بزرگت خالکوب روی بازوهاست

سمت تو می آيند هر شب شاه ماهی ها

هرشب تو می آيي وهرشب جشن جاشوهاست

سمت تو می آيند سربازان بسياری

تا شال سبزت پرچم اين برج و باروهاست

گم ميشود در تو هزاران قايق عاشق

بر موج دستانت تن زخمی پاروهاست

دستت اشاره ميکند به ميهن موعود

چشمت دليل اخر کوچ پرستوهاست

 

فاطمه ناظری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
اشهد ان علی ولی الله شده است ( مرضیه فرمانی )
جمعه ساعت : | بازديد : 877 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



اشهد ان: علی ولی الله شده ست

و جهانی همه مبهوت تو ای ماه شده ست

دست های تو و دستان محمد(ص) بالاست

دست اغیار از این مساله کوتاه شده ست

کعبه قرص قمری در دل خود جا داده ست

کوفه بی روشنی روی تو گمراه شده ست

این چه سری ست که چون راز مگویی همه شب

همدم زمزمه ی جاری تو چاه شده ست

بر لب انگشت تحیر،همه مبهوت تو اند

نفس آینه با دیدن تو آه شده ست

شیعه با خطبه تو سر به فرود آورده ست

شیعه با حکمت شیرین تو آگاه شده ست

در غدیری که به نام تو رقم خورد زمین

ماه روی تو فقط روشنی راه شده ست

 

مرضیه فرمانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
بر چهره عاشقان تبسم می ریخت ( نغمه مستشار نظامی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 865 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




بر چهره عاشقان تبسم می‌ریخت

درآتش خشم خصم، هیزم می‌ریخت

از عرش نوای یا علی می‌آمد

روزی که خدا غدیر در خم می‌ریخت

 

نغمه مستشار نظامی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...