عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان باب دل وآدرس http://babedel.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد

RSS

Powered By
Rozblog.Com

جز تو کسی باب دل ما نشد

باب دل
توضیح عکس
این جمعه هم گذشت و ز مسافر خبر نشد ( جواد کنگرانی فراهانی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1016 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

این جمعه هم گذشت و ز مسافر خبر نشد

پیکی ز ره نیامد و از کاروان خبر نشد

چشم براهِ دوست ، تا که خبر می دهد ز او

عمری به در نشسته و از یوسفم خبر نشد ...


جواد کنگرانی فراهانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
همسفر حوصله این قافله بر می گردد ( محمدرضا سنگری )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 902 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )



همسفر! حوصله، اين قافله بر می گردد

گرد می خوابد و اسب يله بر می گردد

دشت هر چند پر از گرگ و حضور مرگ است

مکن از غيبت چوپان گِله، بر می گردد

هم نفس! همدل من! بغض چرا؟ گريه چرا؟

صبر کن، هم نفس يک دله بر می گرد

آفتاب پس ابر است، چرا بی تابی؟

روشن است اين که از اين مرحله بر می گردد

می رسد همهمه ی سبز، پس از رخو ت زرد

آسمان زير پر چلچله برمی گردد

با جنون فاصله؟ هرگز... دل من می داند

آخرين حلقه ی اين سلسله برمی گردد

 

دکتر محمدرضا سنگری



|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
زمانه به زخم نبودت نمک می زند ( رضا کرمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 970 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

زمـانه به زخـم نبودت نمـک می زند

دل کوچـه ها در هوای تو لـک می زند

بـبار ابـر مـن! ورنه باران بيم و اميد

لـب تشنـه ی خـاک مـن را تــرک می زند

مـنِ ساده سمت شما را بلـد نيستم

خـيابانِ دنيـا به آدم کلـک می زند

بيـا خـاطر ريز مـن را ببر با خودت

وگـرنه زمين خـاک من را الـک مـی زند

پس ازتو زمانه به کام زبان بازهاست

غـزل، کــنج تاريخها نی لبـک مـی زند

دلِ تنــگِ من در هــوای شما پـر پـرست

خــودش را بــرای شهــادت مـحک ميزند

 

رضا کرمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
دلم آبستن اشک است ( اصغر بهرامی )
شنبه ساعت : | بازديد : 941 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دلم آبستن اشک است

مثال ابر بارانی

کجا رفت آن حضور گرم عرفانی

کجا رفت آن سحر گاهان روحانی

ببین بی تو به کنجی سرد و خاموشم

و می دانم که می دانی

دوای این دل بیمار

 

بیا ای صبح نورانی

در این شبهای ظلمانی

که مانده چشم در راهت

دو صد موسی بن عمرانی

 

اصغر بهرامی


با تشکر از دوست عزیزم برای ارسال این شعر


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...

شب شد و خانه سیاه و غم و اندوه فراوان به دلم

گشته این جمعه تمام و همه شوق است گریزان ز دلم

جانِ من جامه ی چرکین به تنم ، خسته ی عمرم چه کنم !؟

جغد شومی شده ام ، کُنج خرابه است گلستان دلم


جواد کنگرانی فراهانی


با تشکر از دوست بزرگوارم برای ارسال این شعر


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
در جمعه های حسرت دیدار آسمان ( محمدمهدی عبدالهی )
جمعه ساعت : | بازديد : 1066 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

در جمعه های حسرت ديدار آسمان

هر جمعه کار دل شده الغوثُ الامان

اين هفته نيز منتظر جمعه مانده ام

چشم انتظار جمعه موعود مهربان

هر صبح جمعه با نوسانات اين دلم

می گريم از فراق تو ای ماه بی نشان

بين دعای ندبه به آهنگ انتظار

دارم توقّع فرج صاحب الزّمان

اين جمعه نيز درد دلم وا نمی شود

اين جمعه هم غروب شد امّا چه بی امان

دست دعايمان که به جايی نمی رسد

بايد خودش گره بگشايد ز کارمان

حتما اگر وظيفه خود را عمل کنيم

از پشت ابرهای جدايی شود عيان

ترک گناه باشد و انجام واجبات

رمز عبور ديدن روی امام جان

 

محمدمهدی عبدالهی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نه سلامی نه علیکی نه سوالی نه جوابی ( محمدرضا سلیمی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1214 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

نه سلامی نه عليکی ، نه سوالی نه جوابی

منم آن تشنه ی تو منتظر ِجرعه ی آبی

کِی می آيد که بيايی به سر وعده ی باران

آتش ِ دوری ات ای ابر ! شده رنج و عذابی

ماه ِ شب های منی ؛ گوشه ی ايوان ِخيالم

مانده ام چشم به راهت که بر اين کوچه بتابی

هرچه بيدار نشستم که تو را هيچ نديدم

کاش می شد که تو را ديد شبی در دل ِ خوابی

خوش به حالش که گذارش به تو افتاده و مويت

که نسيم سحری دارد عجب بوی گلابی !

 

محمدرضا سليمی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
تماشایی ترین تصویر عالم می شوی گاهی ( جواد کنگرانی فراهانی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 879 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

تماشایی ترین تصوير عالم می شوی گاهی

چو باغی با صفا در فصل گلها می شوی گاهی

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پیدا ميشود بر ما و پنهان می شوی گاهی...



جواد کنگرانی فراهانی


با تشکر از دوست بزرگواری که این شعر را ارسال فرمودند


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
می شمارم جمعه ها را باز ناآرام تر ( اکرم بهرامچی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 859 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

می شمارم جمعه ها را باز ناآرام تر

در ميان آشنايان باز هم گمنام تر

فرصتِ  آدينه ها هر هفته کمتر می شود

باز می گيرد گلو را بغض ، نافرجام تر

سيب های سرخ تا با خدعه می افتند باز

شهرت شيطان شود در اين جهان خوش نام تر

خالی ِدنيای ما با آرزويت پر شده

آرزوهامان مبادا اينچنين ناکام تر

 حربه ی فرياد چون سودی ندارد لا جَرَم

ندبه می خوانم برايت زير لب آرام تر

 

اکرم بهرامچی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
دل من مال خودم نیست کفیلی دارد ( زهرا شعبانی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 994 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )




دلِ من مالِ خودم نیست، کفیلی دارد

عشق در مکتب ما شرح طویلی دارد

کوچ کرده ست و خبر داده که برمی گردد

او که هر گوشه ی این دهکده ایلی دارد

هر چه دلباخته در حسرت او جان به لب اند

آن سفرکرده ولی صبر جمیلی دارد!

رونق بتکده ها گرچه غمی جانکاه است

شادمانیم که این مُلک خلیلی دارد!

آه...ای منتظرانِ فرج اش برخیزید

بی گمان اینهمه تأخیر دلیلی دارد!

 

زهرا شعبانی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
دلت دریاست می دانم ( میلاد سلطانی آزاد )
جمعه ساعت : | بازديد : 934 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دلت درياست می دانم

درون سينه‌ام غوغاست؛

می دانی

درون سينه‌ات غوغاست؛

می دانم

.

مرا عهدي بود با تو

سحرگاهان

ولی گاهی

فقط کوفی نگاری رسم و راه ما است؛

می دانم

.

دلم لبريز از احساس پاکی می شود

گاهی

چرا چرکين شود اين قلب مالامال از عشق جهان شاهی؟!

خدايا! عاقبت راهی

نباشم گر که رسوايم کند يارم

بگو اين قلب محزون و بسی آلوده‌ات را <من> خريدارم

.

که خالق آن چه را خواهی؛

خريدار است

و قلب کهنه ام را

عاشقی از عاشقان تو؛

طلبکار است

بيا بنگر که بيمارم

.

دمادم ورد لب‌هايم

بيا مهدی بيا مهدی

چه می خوانم تو را هر دم

چو خط‌ های فرو افتاده در يک کاغذ کاهی

خطوط شعرهايم بس که ناخواناست؛

می دانم

.

بيا بنگر که بيمارم

بيا موعود «اِلْ ياسين»

بيا مولای غمخوارم

بيا امن يجيب تو

به هم ريزنده ی ظلمت‌ترين شب‌ها است؛

می دانم



ميلاد سلطانی آزاد


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
نقطه ی خال رخت مرهم بیماری ها ( کوروش کشمیری )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 918 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

نقطه ی خال رخت مرهم بيماری ها

اولين نقطه و آغاز گرفتاری ها

مست از عطر دل انگيز تو می خندد ياس

می زند عطر تنت طعنه به عطاری ها

مرکز ثقل وفايی و در اين نزديکی

نيست کس لايق اينگونه وفاداری ها

چشم از دست غمت خون جگر می بارد 

داستانم شده مصداق خود آزاری ها

ماندن و بی تو نگهداری از تن کردن

خسته ام خسته ازين دست, پرستاری ها

يوسفم را که عزيزست زمن می دزدند

آه از اينهمه خودخواهی بازاريها

فصل سرديست در اين کوچه طلب گم شده است

شهر لبريز طلب کار و بدهکاری ها

امشب از حسرت ديدار تو بی تاب شدم -

حس گرداب و شب و موج و سبکباری ها

داد با ياد حضور تو در آن بی تابی

به من انديشه ديدار تو دلداری ها

صبح شد بايد ازاين خواب دگر برخيزم

تا نمايم به تن باغچه گل کاری ها

تاکنون هرچه نکردم همه از خامی بود

چشم پوشی کن ازين خامی و کم کاری ها

 

کوروش کشميری


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
دنیا به روی سرم شد آوار بیا ( محمدمهدی عبدالهی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1045 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

دنيا به روی سرم شد آوار بيا

در سينه دوباره غم شد انبار بيا

تکرار نبودن تو، تقصير من است

دل خسته ام از اين همه تکرار بيا

 

محمدمهدی عبدالهی


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
من بیمار کجا دیدن دلدار کجا ( اصغر بهرامی )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 1133 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

منِ بیمار کجا, دیدن دلدار کجا

مهِ کُهسار کجا, دشتِ پُر از خار کجا

دلِ پُر دردِ من و آتش مهجوری ما

بُوَد از خیل معاصی, گنه یار کجا ؟

به کلاس غمت آیا نبود زنگِ خلاص؟

منِ در خواب غم و نوبتِ بیدارکجا

شده ام خسته از این غمکده ی گمشدگان

همچو حلّاج منم, دایره ی دار کجا

آی و با من بنشین ای مَلکِ مُلکِ بقا

ای دل از لطف کریمان رهِ دشوار کجا

ای که گویی همه در وهم و خیالی و خطا

ظنِّ بالخیر کجا, دیده ی انکار کجا

چشم خود سوی سما کن همه نور است وصفا

فاتحِ قُلّه کجا, محبس در غار کجا

نازنینم؛ بنگر, عاقبت کارِ بشر

دیده ی حق نگر و دولت سردار کجا

 

اصغر بهرامی


و با تشکر از دوست بزرگواری که این شعر را ارسال فرمودند


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...
یازده پله تا خدا رفتیم ( حبیب حاجی پور )
پنجشنبه ساعت : | بازديد : 994 | نوشته ‌شده به دست یوسف | ( نظرات )

يازده پله تا خدا رفتيم

يک قدم مانده دست و پا گم شد

يک قدم مانده بود،اين دنيا

خوشه خوشه زمين گندم شد

رشته ها پنبه شد در اين غفلت

ناگهان سمت خويش لغزيديم

آنچه را که محال می خوانديم

در قنوت نماز خود ديديم

قصه ها بافتيم پشت سرت

و به نام تو تا گلو خورديم

خانه و اهل خانه را با هم

مثل ترکان بی پدر برديم

طبق حکم شريعت اسلام

تاک را سهم تيشه می کرديم

آه و افسوس! جای خون شراب

خون انسان به شيشه می کرديم

بس که بد کرده ايم افتاده

نعش خوبی کف خيابان ها

تا به بام مراد خود برسيم

پا نهاديم روی انسان ها

پدرت نيست تا ببيند که

کشتن او چقدر آسان است

در صف هر نماز ما صدها

ابن ملجم هنوز پنهان است

گول اين ظاهر موجه را

نخوری راهی زمين گردی

ترس دارم اگر بيايی با

چوبه دار همنشين گردی

 

حبيب حاجی پور


|
امتياز مطلب :
|
تعداد امتيازدهندگان :
|
مجموع امتياز :
:: ادامه مطلب ...